مدح و مرثیۀ حضرت سجاد امام زین العابدین علیهالسلام
دل بـا وضـو بـایـد بَـرَد نام شما را نـامی که داده آبـرو، سـجـادههـا را سجاد یعنی تو؛ تویی که میتوان یافت در سجـدههـای هر نـماز تو خدا را جـویـند اهل معـرفت، اهل شریعت در زمـزمِ چـشـمـانِ تـو آب بـقـا را در هر فرازی از صحیفه میتوان دید جمله به جمله، جلوۀ خوف و رجا را زین العبادی و ملائک دست بوسَت وقتی که بالا میبـری دستِ دعا را از کـربـلا تا شام داغ و رنج دیـدی بعد از پـدر نـوشـیـدهای جام بلا را ما وامدار خـطبهات در شام هـستیم شیعه یقـیناً از تو دارد روضهها را درماندهایم و دستمان پیشت دراز است جز تو نمیگیرد کسی دست گدا را قـلب مرا آباد کن با گوشه چـشـمی مانند معـمـاری که میسازد بـنا را |